بی سری وبلاگ زبان بسته ما که حاصل تیغ غدار فیلترینگ بود با بازگشت اعتراض امیز بنده به هیدر فابریک قالب وبلاگ به خیر وخوشی تموم شد!

از این که بگذریم

چند وقت پیش کتاب نفحات نفت رضا امیر خانی که آخرین نوشته ایشون هست را میخوندم. کتاب اصولا به قول خود نویسنده یه جور درد دل هست با خواننده ای که دل در گرو پیشرفت این مملکت گل و بلبل دارد و در ضمن انقلابی هم میخواهد بماند. کتاب بیان میکند که میبایست دل از دولت(به طور عام) و خصوصا مدیرهای دولتی که امیرخانی سه لتی میخواندشان کند و انقلابی وارد عرصه شد و....

اما آنچه من میخواهم اینجا بگویم مربوط میشود به آن آخرهای کتاب(به گمانم البته)، که امیر خانی بحثی مطرح میکند در باب ادوار مختلف اقتصادی. مانند عصری که صنعت در اقتصاد از کشاورزی پیشی گرفت و این که اقتصاد کشاورزی آنروز به غلط صنعت را در خدمت خود میپنداشت و ظهور پدیده صنعتی شدن را با نگاهی به بقای ابدی خود به عنوان قدرت غالب در اقتصاد مینگریست.امیر خانی از این مقدمه استفاده میکند و این بار عصر جدید را عصر اطلاعات میداند و میل به حرکت از صفر به سمت صنعت را همان خطای دنیای کشاورزی در قبال صنعت میداند و نتیجه میگیرد که حرکت اصلی به سمت برتری اقتصادی این بار باید در دنیای اطلاعات و زیر مجموعه هایش دنبال شودو.....

همه اینها را گفتم که خیال خام چند وقت پیشم را که غول فیلترینگ همان در مراحل ابتدای تکوین ظهره ترکش کرد برایتان تعریف کنم!

در خیال خام میپختم که چه میشد در این دنیایی که دیگر بر پاشنه ای نو می چرخد و اقتصادش به فناوری اطلاعات و ملزوماتش بسته شدهُ ما هم طرحی نو در میانداختیم و مانند صاحبان فیس بوک و گوگل و ..  "خود میلیاردر" میشدیم! و به یک دردی لااقل برای دنیایمان میخوردیم که قبل از این که طرح نویی در بیفکنیم غول فیلترینگ ترتیب رویای خام را داد که دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد و اگر خیلی اسکلید اعتراض کنید!

خلاص