دختر ترشیده، به لبش لبخنده   پسر گندیده تو دلش آب قنده

دختر ترشیده نظرش پرسوزه   پسر گندیده از غمش میسوزه

دختر ترشیده بوی عطرش خوبه   پسر گندیده: بَه که عطرش جوپه

دختر ترشیده پی شوهر گردان   پسر گندیده از هوسها لرزان

دختر ترشیده: این چیه پوشیده    پسر گندیده کلی باش پز میده

دختر ترشیده در میان راهرو   پسر گندیده تو کلاس، دِ بُدو

دختر ترشیده صد اشارت کرده    پسر گندیده چه بسی حال کرده

دختر ترشیده شده خر، آماده    پسر گندیده، فکر نکن هست ساده

دختر ترشیده داره در دست کاغذ   پسر گندیده مینوشت روش با حذ

دختر ترشیده میزند میس کالی     پسر گندیده: به به بسیار عالی

دختر ترشیده شده عاشق دیگر    پسر گندیده شاید او هم بدتر

دختر ترشیده، پسر گندیده    دل که از دستت رفت تو را بر باد میده

دختر ترشیده، دیگه یاری داره    پسر گندیده، باز پیامک داره

دختر ترشیده میخره ایرانسل     پسر گندیده میگه وای از این دل

دختر ترشیده، کارت شارژش فوله   پسر گندیده که همش بی پوله

دختر ترشیده کرده با او وعده      پسر گندیده: منکرات گیر میده

دختر ترشیده تو مغازه حیرون   پسر گندیده: شد ولنتاین آخ جون

دختر ترشیده: اون عروسک لطفا   پسر گندیده: شکلات هم، حتماً

دختر ترشیده خوش و خرم گشته    پسر گندیده سرخوش و سرمسته

دختر ترشیده، در خیالات خود     پسر گندیده، در توهم لابد

دختر ترشیده: ازدواج و بچه    پسر گندیده: ته این کار شره

دختر ترشیده چقدر بی مغزه    پسر گندیده که دیگه دل کنده

دختر ترشیده که شده دیوونه    پسر گندیده مونده و حیرونه

دختر ترشیده میگه با صد غصه   پسر گندیده دل من را کرد لِه

دختر ترشیده، شده دپرس، بی حال   پسر گندیده شده راحت از قال

دختر ترشیده تو نماز صبحش:      پسر گندیده، بشه نابود ای کاش

دختر ترشیده دیگه خوب فهمیده   پسر گندیده دختر اینجا ریخته

دختر ترشیده سر به زیر و رامه    پسر گندیده باز پی صد دامه

دختر ترشیده، هم فراوان هم خر    پسر گندیده توی نامردی سَر

دخترهای عاقل، نمیشن ترشیده     پسرهای عاقل، نمیشن گندیده

قصه این دو تا، روزی صد‌ بار تازه   میشه از نو آغاز میشه تازه تازه 

یکی از بچه ها