ای هستی ِ تو بود و نـُمودِ خدا! علی!

میلاد مسعود مولای متقیان حیدر کرار امیرالمومنین علی (ع) بر همه عاشقان مبارکباد.

ای هستی ِ تو بود و نـُمودِ خدا! علی!

بالاترین دلیل ِ وجود ِ خدا! علی! 

مستور کرده آینه ی ذاتِ خود، به خود

وانگه نهاده سر به سجود خدا، علی! 

با مصطفی، معاشر خاموش، بنده وار

با جبرئیل: گفت و شنود خدا، علی! 

در هرچه دیده کرد نظر، جلوه تو بود

ای منظر ِ تو غیب و شهود ِ خدا، علی! 

مهر تو پیشگیر خروج از حریم دین

قهر تو پاسدار حدود خدا، علی!

مغفور نیست آنکه پرستنده ی تو نیست

ای درگه تو خانه ی جود خدا، علی! 

میقات ِ بندگان خدا: زادگاه توست

ای بر فراز خاک، فرود خدا، علی! 

از آفریدگار ِ جهان و جهانیان

یعنی هم از تو، بر تو درود خدا، علی!

یوسفعلی میرشکاک

نان

.......

فلسفه، عرفان، غزل، ترجیح بند نان

این همه ابیات خوش سیما، همه با قافیه ی، نان

ردیف بیتهامان، نان

و نظم شعرهامان، نان

و کشف شعرهامان، نان

بگو، نانٌ و نانٌ، نان

عجب وزنیست، این وزن وزین نان

و میرقصند

و میمیرند تا من را بمیرانند

این تک ثانیه های پر از غفلت

و میچرخند تا من را برقصانند

و من با چوبی از دانش به ضرب آهنگ این تکرارهای نو

چو بادی در نیستان

مست میرقصم

و سر بر آستان آفتاب خاک میسایم

وخود را باز چون ایام پیشینم

چو رندی عابد و زاهد

هزاران بار در حال تعبد در سرای خویش میبینم

امیدی هست آیا؟

که پیغامی ز سوی هست ها آید؟

و من را از خود پوچم رها سازد؟

و در ره رسیدن، با خوب رویانم از من وامانده ی من او جدا سازد؟